تبليغاتX
من آبیم,تاجیم,آسمونو عشقه - یکی بود یکی نبود...............
 
من تاجیم اسم تیمم استقلاله..................جلو تاج وایسادی واست باخت اجباره
 
سلام ابجی داداشهای ابی گل

خوبید که؟حتما خوبید با بازیه دیروزو دیدن تیممون بعد تقریبا ۵۰روز مگه می شه بد بود حالا از اینا که بگذریم بریم سر اصل مطلب.........

استقلال۲ـ ۰ابومسلم

بچه ها وارد زمین شدن یه ازادی بودو ۱۱پسر ابی و یه لشکر ابیتر از اونا پشتشون این پسرای ابی یکیش بود یکیش نبود داش سیا بود امیر حسین نبود بائو ابومسلم بود داش علی نبود داش محمود بود. وقتی مرفاویو دوباره رو نیمکت استقلال دیدم رفتم به دو سال قبل سالی که مطمئن بودیم قهرمان می شیم اما نشدیم یه نیمکت دیدم پراز عشق بازیکنا با شورو شوق وارد زمین شدن می دونم بازیه اول خیلی واسه این حرفا زوده ولی تیم بوی قهرمانی می داد بوی عشق می داد بوی تعصب می داد.سوت شروع بازی زده شد بچه ها حمله کردن اولین کرنر گرفته شد اکبری رفت کرنرو بزنه همه ی سرزنا جلو کشیده بودن چشای ماهم عادت کرده یه سره دنبال امیر حسین بود ولی به خودم گفتم دختر مگه یادت رفته؟؟؟؟همین الان تو تیم مس دیدیش با پیراهن نارنجی شماره ۲۰که به عشق پیروز تنش کرده ولی همون پیراهن ابیه شماره ۲ بیشتر از صدتا ۲۰بهش میومد امیرحسین رفت ولی برمی گرده ......حالا برمی گردیم به بازی تا دقیقه ی ۲۵استقلال فقط حمله می کردوابومسلم هم دفاع اما بعدش بازی یه خورده متعادل تر شد امید هم مصدوم شدو مجتبی با تشویق یه سره ی هوادارا وارد زمین شد نیمه ی اول هرچی حمله کردیم به در بسته خورد سوت پایان نیمه ی اول زده شد بچه ها به رختکن رفتن ۱۵دقیقه بعد بچه ها تو زمین بودن منتظر شنیدن شوت شروع نیمه دوم سوت زده شد اوایل نیمه ی دوم ابومسلم جلو کشید اما زیاد طول نکشید استقلال رو ی یه حمله به گل اول رسید توپی که واسه ی مجتبی فرستادنو اونم شوت کردو گل اول که نمی دونم این گلو مجتبی به پدرشو هوادارا هدیه داد یا پدرش به مجتبی و هوادارا به هر حال دل پسر شادو روح پدربه خاطر داشتن این پسر......... یه خورده بازی به روال طبیعی خودش برگشته بود که مهدی اون ضربه ی قشنگ و زدو شد گل دوم بازیه حذفی داشت تکرار می شد اول مجتبی بعد مهدی اگه ارشم بود فکر کنم گل سومو اون می زد.......بازی همین طور ادامه داشت و هوادارا یه پارچه تیمو تشویق می کردن واقعا دست مریزار به این هوادارا گل کاشتن و سوت پایان بازی زده شد و استقلال رفت صدر جدول.....

فرهنگ ابی ـ فرهنگ قرمز  

وقتی داشتم بازیه پرس پولیسو می دیدم به استقلالی بودن خودم افتخار می کردم و خدا رو شکر کردم که ذره ای تو دلم تعلقی به رنگ قرمز نذاشت این قسمت از تفاوت فرهنگها می گم که شماهام به ابی بودنتون ببالید.کسی که قبلا بازیکن پرس پولیس بوده بازیای زیادی هم برای این تیم انجام داده الانم شده سر مربیه تیم ملی و از پرس پولیس هم کم بازیکن دعوت نکرده..... به جای اینکه بازیکن سابقشون و بالا ببرن بهش فتخار کنن تو ورزشگاه با صدای بلند جلوی همه ی دوربینای تلویزیونی سرود"دایی باید برقصه"سر می دن که مجبور شدن صدای گزارشگرو کم کنن تا صدای سرود زیبای هوادارا شنیده نشه......بازیکنی که فصل قبل براشون بد بازی نکرد کم گل نزد رو به خاطر رفتنش به سایپا بی غیرت خطاب می کنن وقتی می خواد وارد زمین بشه با هوی هوادارا و شعاراشون طرف می شه ولی درست روز بعد برای استقلال هم همین اتفاق میفته بازیکن سابق استقلال در تیم حریف اما هوادارای استقلال موقع تعویض تشویقش کردن ویه جورایی تشکر به خاطر همه ی عشقی که اون سال بائوبرای تیم گذاشت اینه تفاوت فرهنگ ابی و فرهنگ قرمز حالا از این نظرم به ابی بودن دلاتون افتخار نمی کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سرور هر چی لنگیه                            امیر قلعه نوعیه

دستت طلا ژنرال اومدی و بوی قهرمانی رو دوباره به تیم برگردوندی روحیه ی قهرمانی که دوباره تو تیم دیدیم دوباره با اومدن تو که هر وقت اومدی برای هودارا یه چیزی داشتی ......این قسمتو نوشتم درباره ی پست قبلیم من نه امیریم نه ناصری نه......به نظر من استقلال شخص نیست استقلال تیمه من فقط از استقلال حمایت می کنم واز هر کی که بد بازی کنه یا عمل کنه هم انتقاد می کنم حالا از بزیکن بگیر تا سرمربی بازیکنا میان میرن فقط استقلال که می مونه و افتخارتش برای ما و بازیکنا و مربی و........

استقلال زلزله           همینه همینه

دلاتون مملو از عشق به استقلال و عاشقاش........

تا بعد

  نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 7:38  توسط دختر آبی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM